صحبت هایی که این روزها نه تنها در محیط جامعه مجازی بلکه در محیط جامعه فیزیکی درباره ی انتخابات وجود دارد، بحث تقلب در انتخابات و وقایع پس از آن است.
اما می شود گفت که “ناتوانی”، اوضاع را متشنج تر کرد و تقریبا از مسیر اصلی خودش که همان بررسی صحت و درستی نتایج انتخابات بود، منحرف کرد. اما چه شد که اینطور شد؟
بعد از برگزاری انتخابات و اعلام نتایج توسط وزارت کشور، کاندیداهای بازنده صریحا و شدیدا به نتیجه معترض شدند. و این اعتراضشان را از طریق هواداران بی شمارشان عملا در اجتماع به نمایش گذاشتند.
اما وضعیتی که امروز در محیط مجازی و فیزیکی اوضاع را متشنج تر کرده است در واقع بحث صحت یا عدم صحت نتایج انتخابات نیست بلکه برخوردهایی ست که پس از آن به وجود آمده است. برخورد با تجمعات مسالمت آمیز و انتشار تصاویر و ویدیوهایی از برخورد با معترضان که چندین روز به طول انجامید عملا ذهن مردم و خوانندگان اخبار در ایران و جهان را به سمتی دیگر سوق داد. برداشت من این است که اگر اجازه ی برگزاری تجمعات آرام را می دادند امروز دیگر با این وضع مواجه نبودیم. امروز دیگر سر تیتر صدها مجله، سایت و روزنامه مباحث تخصصی یا بررسی ِ چگونگی ایجاد تقلب در انتخابات نیست بلکه این سر تیتر ها به اتفاقات و برخوردهایی اختصاص دارد که بعد از انتخابات افتاده است و دقیقا مسیر استدلال از یک مسیر شاید تخصصی به یک مسیر احساسی تغییر کرده است.
و این اتفاقات بعد از انتخابات مصداق بارز ِ “زمانیکه وقت میزان کردن ابرو، چشم کور می شود!” است. تلویزیون و برخی از روزنامه ها هم با بی توجهی به اتفاقات تاسف بار پس از انتخابات و فریاد کشیدن در یک بلندگوی یک طرفه گام بلندتری برای کورتر کردن این چشم نصف و نیمه برداشتند. تلویزیون هم می توانست با ایجاد بحث هایی که دو طرف ِ راضی و ناراضی در آن حظور دارند اندکی در جهت بهبود این وضعیت حرکت کند ولی متاسفانه دیدیم که عملا تلویزیون به مانند هفته ها و ماه ها قبل به تریبونی برای “راضی”ها تبدیل شد و طرف ناراضی را صراحتا آشوبگر و اغتشاش گر نامید.
می شود این مطلب از “راضی”ها را به عنوان نمونه ذکر کرد. نویسنده در اینجا با دو مساله ی جدی مواجه است. اول، بحث درباره ی صحت یا عدم صحت نتیجه ی انتخابات و دوم، بحث درباره ی اینکه چه کسی لگد را پرتاب کرد و مقصر کیست. اما سوال پایانی نویسنده این مطلب را می شود به راحتی و بعد از خواندن این صفحه پاسخ داد. دلیل ایجاد این وضعیت که آهستان ها به طور جدی با آن مواجه اند و در نتیجه حسابی گیج و سر در گم هستند همین سهل انگاری هاست. همین بی توجهی هاست و تک صدایی کردن تلویزیون و روزنامه و اینترنت است. همین برخوردهای سخت با معترضان است. از همه مهم تر نادیده گرفتن ابتدایی ترین حق آنها یعنی “اعتراض” و یاد کردن آنها با عنوان اغتشاش گر و آشوبگر از رسانه های تک صدایی داخل کشور برای هزاران بار است که باعث وارد شدن معترضان جدیدی به صفوف معترضان شده است.
از حاشیه های جالب اما در این روزهای داغ می شود به خرابکاری فارس نیوز اشاره کرد.
به طور مشخص می بینید که آقای فارس نیوز کدی را در سورس سایتش قرار داده بود که با ایجاد ترافیکی فوق العاده توسط بازدیدکنندگانش بر روی سایتهای www.mirhussein.com و www.mirhoseyn.com حمله ایی را در پس پرده ترتیب دهد و بدین ترتیب سایتهای فوق را غیرفعال کند.
مشخصا فارس نیوز از پول من و او و توی ایرانی زنده است پس واضح است که این خبرگزاری که پولش از جیب ملت تامین می شود، مسولیت هایی مشخص دارد. علاوه بر اینکه این عمل ِ فارس نیوز از لحاظ اخلاقی، بسیار ناپسندیده و زشت است از لحاظ قانونی هم تبعات بدی را برایش به همراه دارد. ولی خب! مثل اینکه آقای فارس نیوز از نوعی مصونیت قضایی – اخلاقی بهره می برد که اینگونه به راحتی تمام مرزهای قانونی و اخلاقی را می درد و هیچ بازخواستی را متوجه خودش نمی بیند.
مطمئنا انتخابات بر وضعیت جامعه بی تاثیر نیست، اگر نگوییم تاثیر گذار است. اما این انتخابات، انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، انتخاباتی تعیین کننده است که ایرانی با رای دادنش به وضعیت فعلی و یا رای ندادنش، ادامه ی روند زندگی خودش و مردم را تایید می کند یا با انتخابی صحیح و به جا تلاش می کند تا وضعیت فعلی هرچند اندک ولی تغییری داشته باشد.
خیابان ها این روزها پر شده است از رنگ سبزی که به وضوح چشم هر بیننده ایی را می نوازد. رنگها و نشانه های سبزی که هرچند خیلی ها را عصبی و ناخرسند کرده ولی هر روز بیشتر و بیشتر می شود و جامعه و شهرها را انتخاباتی تر و نوتر می کند.
من هم به مانند هر ایرانی که به سرنوشت کشور و خودش علاقه مند است، رای می دهم. اطمینان دارم که اگر رای من در بدترین حالتش حداقل ترین ارزش هم در این شرایط تعیین کننده داشته باشد، ندادنش یک سهل انگاری بزرگ از جانب من است. رای می دهم چون به ادامه ی شرایط فعلی علاقه ایی ندارم. زمانی به تصمیم خودم برای رای دادن “به غیر از وضعیت فعلی” مصمم شدم که مشاهده کردم کاندیدای محترم در پیشگاه میلیون ها ایرانی داستان هاله ی نورش را تکذیب می کند. به بدترین شکل به زهرا رهنورد افترا در مقابل میلیون ها ایرانی می زند در حالیکه وزارت علومش به خانم رهنورد با عنوان پژوهشگر برتر تقدیرنامه تقدیم کرده و سازمان بازرسی هم نحوه ارتقا و مدارک ایشان را تایید کرده است(کامل تر). روند تورم را کاهشی می داند. بیکاری را کم می شمارد. و خیلی نمونه های دیگری که خیلی وقت پیش برای من اثبات شده بود که اگر بخواهم همه ی آنها را بشمارم باید چند ده پست را به آن اختصاص بدهم.
اما این روزها هرچه به زمان رای نزدیک می شویم حساسیت به روند شمارش و اعلام نتایج آرا بیشتر می شود. یکی از بزرگترین دغدغه هایی که این روزها وجود دارد زیرا به نظر می رسد با توجه به نظرسنجی های انجام گرفته هدایت دولت بعدی بر عهده ی میرحسین است(مثلا).
من اینطور فکر می کنم که علاوه بر اینکه کمیته صیانت از آرا باید قاطعانه و جانانه تلاش کنند، از دست ِ من ِ رای دهنده هم کمک هایی بر می آید. رای من موسوی است و در روز ۲۲ خرداد توجه دارم به: اول) از صبح پنج شنبه تا اعلام نتایج انتخابات فقط به اعلامیه های رسمی توجه کنید. شایعه کناره گیری، آسیب به کاندیداها و غیره توجه شما را از انتخاب کاندیدای مورد نظر خود منصرف نکند. دوم) رفتار رادیو، تلویزیون و احزاب پادگانی را به دقت زیر نظر داشته باشید و هر اقدامی که موجب تردید در رای دادن بشود را خنثی کنید. سوم) همه ی صندوق های انتخابات مهم است. هیچ یک را چه ثابت چه سیار چه در مدرسه و یا در مسجد را از نظر دور ندارید. انتخابات یک پارچه است و همه ی آرا در سرنوشت کشور موثر است. چهارم) وظیفه ناظران، مجریان و نیروهای امنیتی بی طرفی است هیچ کدام حق جانبداری از کاندیداها را ندارند. پنجم)نماد کاندیداها را با خود به همراه نبرید و کارت ملی خود را به همراه داشته باشید اما در پوشیدن لباس بدون آرم و نماد مجاز می باشید. ششم) نمایندگان نامزدها توجه کنند که بلافاصله بعد از شمارش آرا، نتایج توسط شعب و فرمانداری ها اعلام شود. تاخیر در انتقال نتایج را به شماره تلفن ۸۳۹۳ اطلاع دهید. هفتم) مسیر صندوق ها و مکان شعب بایستی از آثار تبلیغاتی کاندیداها بری باشد. موارد تخلف را به شماره تلفن ۸۳۹۳ اطلاع دهید. هشتم) شناسنامه خود را به هیچ فردی تحویل ندهید. نهم) کانال اطلاع رسانی خود را کنترل کنید. اس ام اس های گمراه کننده را خنثی کنید و به هر شایعه ایی واکنش نشان ندهید. دهم)اسم کاندیدای مورد نظر را کامل بر روی برگه ی رای بنوسید. یازدهم) از پایان رای گیری و شروع شمارش تا اعلام رسمی نتایج هوشیاری خود را حفظ کنید. دوازدهم) دانشجو(رییس ستاد انتخابات کشور): «ما توصیه میکنیم که مردم برای رای دادن خودکارهایی را به همراه خود بیاورند که امتحانش را پس داده باشد و از خودکارهای داخل شعبه استفاده نکنند»(منبع).
چیزی که حسابی در شماره ی ششم ِ روزنامه ی “کلمه سبز” جلب توجه میکرد، موارد مربوط به اینترنت در میان “رئوس اقتصادی دولت امید” بود. برای من خیلی جالب و نو بود چون بالاخره دیدم دولتی پیدا شده که به اینترنت توجه مثبتی داره و اون رو حتی از رئوس ِ برنامه های اقتصادی خودش می دونه.
اجازه بدید یه نگاهی بیاندازیم به این توجه ِ ویژه ی دولت امید(دولت آقای میرحسین موسوی) به اینترنت:
۱- توجه ویژه به محوریت فناوری اطلاعات در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به منظور ارتقا بهره وری و رشد اقتصادی و ابزار توسعه
۲- توسعه بسترهای دسترسی به ارتباطات و اینترنت از طریق
۱-۲- فراهم نمودن امکان دسترسی رایگان آحاد مردم به اینترنت از طریق خطوط تلفن در سراسر کشور
۲-۲- ارائه خدمات اینترنت پرسرعت برای کلیه کاربران اعم از خانگی و غیرخانگی
۳- …
۴- تغییر رویکرد به مقوله فیل.ترینگ در اینترنت به منظور تامین آزادی بیان و حفظ حریم شخصی افراد و ملاحظات فرهنگی و اجتماعی، بارور ساختن نوآوری جوانان و نخبگان و به ویژه توسعه شبکه های اجتماعی، گروه های مجازی و نهضت وبلاگ نویسی که نقش مهمی در افزایش سهم خط فارسی و تولید نوآوری در محیط سایبر داشته است.
۵- …
۶- توسعه اشتغال دانش محور از طریق حمایت از تبدیل فعالیت های اقتصادی و اجتماعی سنتی به فعالیت های فناورانه
۷- …
۸- استفاده از دانش و تجربیات جهانی با توسعه روابط بین الملل و همچنین جلب مشارکت نخبگان ایرانی خارج از کشور
۹-…
برداشت من اینه:
خیلی فرق هست بین فردی که بر لزوم “ارائه خدمات اینترنت پرسرعت برای کلیه کاربران اعم از خانگی و غیرخانگی” در برنامه های اقتصادیش تاکید می کنه تا فردی که اینترنت ِ چند کیلوبایتی رو برای کاربر خانگی کافی و حتی فراتر از نیاز اونها میدونه.
و از زمین تا آسمان تفاوت هست بین فردی که به هزینه های اینترنت توجه ویژه در برنامه هاش داره و مشخصا عنوان می کنه:”فراهم نمودن امکان دسترسی رایگان آحاد مردم به اینترنت” تا فردی که هزینه های سنگین و نامتعارف اینترنتی بر کاربران وارد میکنه.
و باز هم از آسمان تا زمین تفاوت هست بین فردی که بر “تغییر رویکرد به مقوله فیل.ترینگ در اینترنت به منظور تامین آزادی بیان” در برنامه های اقتصادی اش توجه داره تا روند فعلی که معیارهای نامشخصی برای مسدود کردن وبلاگ و وبسایت ها وجود داره و از روش های نوین برای این کار استفاده میشه(روش های نوین از این منظر که وبلاگهای بسیاری اشتباها مسدود می شوند).
نتیجه اینکه از فعالیت های مخابرات و سازمان های مربوطه اش در برخورد با اینترنت در این ۴ سال میشه اینطور برداشت کرد که، “واقعا هیچ برنامه و روند عقلانی برای گسترش اینترنت دیده نشده و نمیشه”.
از نظر من، نمره ی صفر بهترین نمره برای برنامه ی مخابرات در این ۴ سال در برخورد با اینترنت است. مخابراتی که هنوز در سردرگمی و بی برنامگی عجیبی در مسدود کردن یا باز گذاشتن ِ چهارمین سایت پربیننده ی اینترنت برای کاربران ایرانی به سر می بره.
مطمئنا حاصل تفریق ِ ۳۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ از ۳۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۸ هیچ وقت صفر نمی شود! اینجا بیشتر درباره اش بخوانید.
توییتر پرواز می کند
پرواز ِ توییتر طی ماههای اخیر باور نکردنی ست. ۱۷ میلیون بازدیدکننده ی “یکتا” آن هم از ایالات متحده. بیشتر بخوانید.
اولین توییت از فضا
آقای Mike Massimino اولین توییتشان را از فضا فرستادند. ببینید. ضمنا بیش از ۲۹۱ هزار نفر ایشان را در توییتر دنبال می کنند!
سیستم عامل Qimo مناسب برای کودکان!
Qimo مبتنی بر سیستم عامل اوبونتو و شامل بازی های آموزشی برای کودکان ۳ سال و بالاتر است. بیشتر بخوانید.
توییتر در سال ۱۹۳۵ ساخته شده بود؟
سیستمی مشابه به توییتر به نام “اطلاع دهنده” در سال ۱۹۳۵ در لندن راه اندازی شده بود! بیشتر بخوانید.
برنامه می نویسید؟ اگر مثل من علاقه ی زیادی به محکم نگه داشتن ِ جیب تان دارید، این سایت می تواند برایتان مفید باشد. در این سایت کتاب های خوبی از زبان های برنامه نویسی مثل #C، اسمبلی، ++C، پرل، پیتون، C، ویژوال بیسیک، جاوا، Lisp، پی اچ پی، روبی، دلفی و حتی زبان های عتیقه ایی مثل پاسکال هم پیدا می کنید.
چند روز پیش شنونده ی سخنرانی جناب آقای موسوی لاری بودم. نکاتی در این سخنرانی به چشمم آمد که دیدم بد نیست در این روزهای انتخاباتی عرض کنم خدمتتان.
اول، جمعیت زیادی آمده بودند. به هیچ وجه انتظار این جمعیت را نداشتم. توجه داشته باشید که این، سخنرانی افتتاحیه ستاد بود آن هم در شهری غیر از تهران. پس بدانید که اگر می گویند میرحسین در غیر از تهران شناخته شده نیست، این یک دروغ است در جهتی که من اسمش را می گذارم: “دلسری رقیب”. دوم، فرض کنید در یک کلان شهر هستید. کلان شهری که ستاد ِ کاندیدای ریاست جمهوریش مجبور است مراسم سخنرانی وزیر دولت اصلاحات را در جایی مثل پارکینگ برگزار کند. برداشت شما از این اتفاق چیست؟ فکر می کنید اسم این را می شود غیر از تبعیض انتخاباتی گذاشت؟ این چیزی بود که رییس ستاد میرحسین موسوی در استان در ابتدای سخنانشان هم به آن اشاره و تاکید داشتند.
سوم، قبل از اینکه آقای موسوی لاری سخنرانی را شروع کند، چند قسمت از سخنرانی های میرحسین موسوی پخش شد. در بخشی میرحسین گفت: “باید پیش از عزت ملت غزه و … به دنبال عزت ملت خودمان باشیم”. که این جمله ی وی باعث تشویق معنادار ِ جمعیت شد. چهارم، حظور این جمعیت مثل اینکه دور از انتظار وزیر پیشین کشور هم بود. تا جایی که اولین جمله اش هنگام سخنرانی این شد: “خیلی ها می گفتند که میرحسین برای نسل جدیدمان آشنا نیست ولی این جمعیت مبین ِ چیز دیگری ست”. پنجم، در سخنرانی صحبت از خورجین و تراول چک شد ولی قلم نیوز در این مورد در گزارشش چیزی ذکر نکرد. ایشان گفتند:”دانایان، کارشناسان و … بیایند و بگویند که از این پول نفت چطور استفاده کنیم تا کشور به توسعه برسد. اینطور نباشد که ما هر دفعه بیاییم و خورجینمان را پر از اسکناس و تراول چک کنیم، همینطور توزیع کنیم. این ما را به توسعه نمی رساند. این به تعبیر مهندس موسوی همان سیاست عهد قاجاری ست. که یک جوری مدیران پول در جیبشان باشد و هرکسی که گفت وضعم بد است، بگویند: این تراول چک هم خدمت شما… خوب، اینطور که نمی شود کشور اداره کرد”
گوش کنید:
ششم، در قسمتی از سخنرانی، ایشان تاکید کردند: “باید روزی برسد که یک نفر هم در کمیته ی امداد نباشد…”. که حاظرین با تشویق گرم ِ وزیر دولت اصلاحات او را همراهی کردند. هفتم، جمله ی آخر ِ سخنرانی هم این بود: “انشالله با همت والای شما آستین ها را بالا بزنیم تا موفقیت ِ برنامه بر بی برنامگی در ۲۲ خردادماه را جشن بگیریم” هشتم، خبری از سیب زمینی و گونی های نامه نبود! فکر می کنم این آمدن ها و این جمعیت ارزشمند و تعیین کنندست. جماعتی که می دانند برای آینده ایی بهتر باید تغییری صورت گیرد. نهم، احساس می کنم وضعیت هیچ شباهتی به دوره ی قبل ندارد. اساسا نمی شود میرحسین را با مثلا کاندید مشابه اش در دور قبل مقایسه کرد. به قول آقای موسوی لاری، کمی همت می خواهد. ما هم امیدواریم بسیار زیاد. طی روزهای آتی هم میزبان جناب آقای میرحسین موسوی هستیم. از هم اکنون به ایشان خوش آمد می گویم و آرزوی پیروزی برایشان می کنم.
یکی از فیلم های خوبی است که تا به حال دیدم.”اجازه بده آدم خوب وارد شود”(انگلیسی: Let the Right One In)، با اقبال خوبی هم رو به رو شده است. خبری از زرق و برق های هالیوود و بازیگران و کارگردانان ِ شناخته شده اش هم نیست. فیلم “اجازه بده آدم خوب وارد شود”، فیلمی سوئدی ست در ژانر رمانتیک و در بخش فیلم های خون آشامی. کارگردانی فیلم هم بر عهده یTomas Alfredson است.
اسکار پسر ۱۲ ساله ی سر به زیری است که در حومه ی استکهلم زندگی می کند. داستان از اوایل ۱۹۸۰ روایت می شود. پسری سر به زیر و تنها که مدام با زورگویی هم کلاسی هایش مواجه می شود. شبی او الی را ملاقات می کند؛ دختری هم سن و سالش با صورتی رنگ پریده. اخیرا الی به همراه یک مرد مسن به همسایگی ِ اسکار اضافه شدند. الی می گوید که آنها با یکدیگر نمی توانند ارتباط داشته باشند. با گذشت زمان، الی و اسکار تنهایی خودشان را با یکدیگر تقسیم می کنند…
اگر فکر می کنید، داستان ِ فیلم در حال و هوای زندگی خیلی کودکانه می گذرد، اشتباه می کنید. متفاوت بودن ِ الی و آن خوی ِ خاصش و در طرف دیگر اسکاری که پسر خیلی سر به زیری ست و حتی کتک هم می خورد، پس زمینه ی سرد، غمناک و رمانتیک فیلم، باعث به وجود آمدن ِ یک فضای خارق العاده دیدنی شده است.
به قول نوید غضنفری:”حالا «بگذار شخص مناسب وارد شود/ Let The Right one In» عاشقانه ومپایری و غریب امسال در تک تک لحظات جاری در داستانش، این حس غمگینانه را مرور می کند، حکایت رومانس ِ به شدت معصومانه یک دختر ومپایر ۱۲ ساله به نام الی که دل به پسر هم سن و سال همسایه به نام اسکار می سپارد.”
بیش از ۴۰ جایزه ی بین المللی در قسمت هایی مثل ِ بهترین کارگردانی، بهترین عکاسی، بهترین فیلمبرداری و نامزد دریافت جایزه بهترین نویسندگی، بهترین بازیگر جوان، بهترین فیلم بین المللی و … نمونه ایی از موفقیت های این فیلم سوئدی ست که ثابت می کند ارزش دیدن دارد.
فیلم، جز بهترین های IMDB انتخاب شده است و نمره ی بسیار خوب ۸/۲ را دریافت کرده است.
Kåre Hedebrant چهارده ساله در نقش ِ اسکار و Lina Leandersson سیزده ساله با بازی معرکه اش در نقش الی به ایفای نقش می پردازد.
تریلر فیلم را می توانید از ویدیوی زیر ببینید:
توضیح: متاسفانه تصویر مناسبی که بشود در متن گذارد، نیافتم. چون خواننده با ذائقه های متفاوتی ممکن است این مطلب را بخواند پس آوردن تصاویر نامناسب(در ژانر ترسناک) را صحیح ندیدم.
پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟... خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند
با وجود آن که برخی کاندیداهای مغلوب از پیروزی خود در شب انتخابات خبر دادند، بررسی آمار آرای ماخوذه در برخی صندوقها نشان می دهد آنان در برخی صندوقها - منتشرشده توسط وزارت کشور- حتی نتوانسته اند یک رای را از آن خود کنند! که تصویر زیر کاملا گویاست.
بالاترین و سایتهای دیگر مغایرتها را برای این اعلام میکنند که وزارت کشور آنها را اصلاح کرده و فایل جدید بگذارد و تا به حال چندین بار فایلهای وزارت کشور آپ دیت, اصلاح و دوباره آپلود شده.
" هموطنان محترم " همه شما شاهد اوضاعی هستید که این روزها بر این کشور می بینید که دستگاه حاکمه چگونه به جان مردم افتاده و چه بر سر آنان می آورد ؟.......
در نهایت پرروئی از ملتی که زیر بار سنگین تحمیلات ظالمانه آنها کمر خم کرده است توقع دارند که خم به ابرو نیاورده و با کمال خوشروئی و مخلصانه در جشن و عزای آنها که درست در جهت مخالف عزا و جشن ملت است فعالانه شرکت کند... گرچه ما انتظار داشتیم که علما و وعاظ در محل کار خود بمانند و با صراحت مخالفت خویش را با این هنگامه و هنگامه سازان اعلان دارند ولی از همین مبارزه منفی آنان هم ستایش می کنیم و مطمئن هستیم هیچ روحانی شریف و مسلمانی حاضر نخواهد بود که با شرکت در این صحنه ها روح پیغمبر (ص) و امام زمان ( ع) و شهدای اسلام را بیازارد چرا که اکنون فرزندان پیغمبر در زندانهای ایران به سر می برند
این تست در سایت BetaNews همزمان با آخرین به روز رسانی مرورگرهای وب انجام میشود و یکی از معتبرترین تستهای انجام شده روی مرورگرها است. تست فوق ترکیبی از تست Acid3 و تعدادی از آزمایشهای معتبر در سطح وب است
لعنت بر اینترنت؛ لعنت بر فیسبوک؛ لعنت بر لینک؛ لعنت بر یوتیوب؛ لعنت بر ویدیو؛ لعنت بر ...
لعنت بر منی که میآیم به سراغ اینترنت و وارد فیسبوک میشوم و روی یک لینک کلیک میکنم و به یوتیوب میروم و یکباره فاجعهای را میبینم که جلوی چشمهایم اتفاق نیفتاده؛ اما انگاری که آنجا بودهام و دیدهام.